روش خوندن زيست وعلوم چطره؟

 

 

در هنگام مطالعه ی این درس ، کتاب درسی به عنوان بهترین مرجع مطالعه می باشد، منظور از مرور های متوالی و مطالعه ی مستمر، خواندن طوطی وار مطالب و تنها حفظ کردن آن ها نمی باشد، شما باید برای یادگیری عمیق مطالب از شیوه های صحیح مطالعه استفاده کنید.
دقت کنیدکه شیوه ی مطالعه و یاد گرفتن از خود مطالعه مهم تر می باشد.

استفاده از روش SQ4R (پس ختام ) می تواند خیلی مؤثر باشد، مطالعه ی اجمالی اوّلیه در شکل گیری یک ذهنیت کلی به شما کمک می کند. در هنگام مطالعه از هیچ قسمت کتاب غافل نشوید و مطالب آن را خط به خط و با دقت بخوانید و زیر مطالب مهم آن خط بکشید

(یا این کار را با ماژیک علامت زن انجام دهید.) به نمودارها و شکل ها دقت کافی داشته باشید. از حاشیه نویسی در این درس استفاده کنید و همچنین از مطالب خوانده شده ، خلاصه نویسی به عمل آورید.

 

در مورد فایده‌های خلاصه‌برداری هنگام مطالعه بارها و بارها شنیده‌ایم. اما آیا تا به‌حال یک خلاصه‌برداری صحیح انجام داده‌اید؟

در مورد شیوه‌ی خلاصه‌برداری نظرات مختلفی وجود دارد اما نکات مشترکی بین تمام آ‌نها وجود دارد:

1) برای هر درس یک دفترچه یا قسمت مشخصی از یک دفتر را اختصاص دهید.

2) برای خلاصه‌نویسی از هنر خود استفاده کنید! از مدادها یا خودکارهای رنگی استفاده کنید و برای خلاصه‌های خود شکل بکشید. رنگ‌ها و شکل‌ها به یادگیری کمک می‌کنند؛ مخصوصا این‌که اثر هنری خودتان باشد!

3) خلاصه‌برداری باید خلاصه باشد! اگر قرار باشد تمام مطلب را بازنویسی کنید دیگر اسمش خلاصه نمی‌شود! پس تنها نکاتی را به‌عنوان خلاصه یادداشت کنید که فهم آنها مشکل است یا زود از ذهن پاک می‌شوند و یا برای شما خیلی ناشناخته هستند.

4) خلاصه‌برداری وقتی معنا پیدا می‌کند که شما اول مطلب را فهمیده باشید. پس اول یادگیری بعد خلاصه‌برداری.

5) در خلاصه‌برداری لازم نیست از زبان خود کتاب استفاده کنید. شما می‌توانید با زبان و کلمات خودتان و حتی با زیان طنز مطالب را بنویسید. این‌طوری موقع مرور کردن یادداشت‌های‌اتان لذت بیش‌تری خواهید برد.

و اما از خواص و فایده‌های خلاصه‌برداری هرچه بگوییم کم گفته‌ایم! بهترین استفاده از خلاصه‌برداری‌ها وقتی است که شما می‌خواهید در زمانی کوتاه، کل یک کتاب را مرور کنید (مثل شب امتحان یا یک هفته مانده به کنکور یا آزمون).

بنابراین با وجود این‌که خلاصه‌برداری سرعت مطالعه‌ی شما را کم می‌کند، اما فایده‌ای که بعدها از آن می‌برید بسیار بیش‌تر از این حرف‌هاست.

از خودت سؤال بپرس

؟؟؟؟؟؟؟

یکی از بهترین شیوه‌های درک کامل مطلب این است: “وقتی که مطلبی را می‌خوانید برای خودتان سؤال طرح کنید”. می‌توانید این سؤال‌ها را در ذهن خود بپرسید یا این‌که آن را روی کاغذ بنویسید. و صد البته ای‌نکه باید برای سؤال‌های خود جواب‌هایی را هم آماده کنید.
گاهی این جواب‌ها در خود متنی است که شما مطالعه می‌کنید، گاهی هم جواب آن را باید در منابع دیگری جستجو کنید.
به هر حال شیوه‌ی طرح سؤال ضمن این‌که به درک بهتر مطلب کمک می‌کند شما را برای هر امتحان و کنکور و آزمونی نیز آماده می‌کند.

 

 

توصیه:
البته در مورد دروس ریاضی و فیزیک ، اینکه شما درس را سرکلاس خوب گوش دهید و بفهمید هم مهم است ، یعنی فکر نکنید که اگر درس را سر کلاس نفهمیدم ، بعدا” خودم می خوانم، یاد می گیرم . قبل از کلاس درسی را که قرار است داده شود را روزنامه وار بخوانید تا پیش زمینه ی ذهنتان آماده ی دریافت باشد ، و در هنگام توضیح مبحث آمادگی پرسیدن اشکالات و فهمیدن کامل درس را داشته باشد.

 

بچه ها !!
اینقدر دنبال فرمولهای طلایی و نکات نقره ای وراه حلهای کوتاه و کتاب تستهای معجزه آسا نباشید ، بلکه کتاب درسیتان را خوب مطالعه کنید.!!!!!!!!!!

 

 

 

با من موافقي؟؟؟

آیا با من موافق هستی که شروع کردن مهم است ولی ادامه دادن مهم‌تر از آن است؟

آیا با من موافق هستی که وقتی برای درس خواندن برنامه‌ریزی مشخص داری، هم زیاد درس می‌خوانی و هم خوب؟

آیا با من موافق هستی که انجام درست کارهای ساده و تکرار لجوجانه‌ی آن‌ها، امکان موفقیت را چند برابر می‌کند؟

اگر موافقی، پس با من و همه‌ی دانش‌آموزان سخت‌کوشی که برای آزمون تیزهوشان آماده می‌شوند همراه شو و قدم در مسیر موفقیت بگذار و به خودت قول بده در درس خواندن و آمادگی برای آزمون تیزهوشان چند قانون ساده ولی مهمی که به تو خواهم گفت اجرا کنی. اگر آماده‌ای، شروع کنیم.

قانون اول: پیش‌خوانی

کنجکاوی یکی از ویژگی‌های دانش‌آموزان موفق است. کنجکاوی در درس خواندن یعنی این‌که مطالب جدید درسی را قبل از تدریس معلم، یک بار خودت روخوانی کنی و با موضوع درس آشنا شوی. با روخوانی درس‌ها، شاید آن‌ها را به طور کامل یاد نگیری ولی پیش‌زمینه‌ای از مطالب جدید را در ذهن داری و تا همین جا یک قدم از دانش‌آموزانی که پیش‌خوانی نکرده‌اند، جلوتر هستی. وقتی معلم شروع به درس دادن می‌کند، توجه شما به توضیحات معلم بیش‌تر می‌شود و با دقت به او گوش می‌کنی. نکات مهم و سؤال‌هایی که مطرح می‌شود، برایت ناآشنا نیستند و به‌راحتی می‌توانی آن‌ها را به خاطر بسپاری و به سؤال‌ها پاسخ دهی. اگر دقت کنی با یک پیش‌خوانی ساده، توانایی خود در یادگیری و به‌یادسپاری مطالب درسی را چند برابر کرده‌ای و به همین سادگی و با اجرای یک روش آسان ولی مفید و مؤثر، موفقیت بزرگی برای خودت رقم زده‌ای.

برای پیش‌خوانی به نکات زیر توجه کن:

1. متن درس جدید را یک بار با دقت بخوان و سعی نکن آن را حفظ کنی.

2. هنگام مطالعه‌ی مطلب جدید، چند کلمه و نکته‌ی مهم از متن را به خاطر بسپار.

3. بعد از یک بار روخوانی، کتاب را ببند و آن‌چه را یاد گرفته‌ای برای خودت توضیح بده.

قانون نهم: خودت را تشویق کن

من دانش‌آموز موفقی هستم؛ چون عادت دارم درس‌ها را پیش‌خوانی کنم و با ذهنی آماده در کلاس درس حاضر شوم.

من دانش‌آموزی موفقی هستم؛ چون درس‌ها را طبق برنامه‌ریزی مشخصی می‌خوانم و از پر کردن دفتر برنامه‌ریزی و افزایش ساعت مطالعه‌ام لذت می‌برم.

من دانش‌آموز موفقی هستم؛ چون برای یادگیری بهتر درس‌ها و مطالعه‌ی متعادل آن‌ها تلاش زیادی می‌کنم و عادت به سخت‌کوشی دارم.

من دانش‌آموز موفقی هستم؛ چون خودم و توانایی‌هایم را باور دارم و مطمئنم با تلاش و استمراری که دارم، موفق‌تر خواهم شد.

من دانش‌آموز موفقی هستم؛ چون در آزمون‌های برنامه‌ای شرکت می‌کنم و از پیشرفت پیوسته‌ی خودم در آزمون‌ها خوشحال می‌شوم.

من دانش‌آموز موفقی هستم؛ چون تصمیم دارم تکنیک‌های آزمون دادن را یاد بگیرم و با اجرای آن‌ها در هر آزمون، قدم به قدم پیشرفت کنم.

من از درس خواندن لذت می‌برم؛ چون روش مطالعه‌ی موفق هر درس را یاد گرفته‌ام و اجرا می‌کنم.

من از اجرای قانون‌های ساده برای موفقیت در آزمون‌ها لذت می‌برم و تصمیم دارم تا در آزمون تیزهوشان آن‌ها را اجرا کنم.

دانش‌آموز خوب من! این‌ها بخشی از ویژگی‌های مثبت توست. دوست دارم همین حالا با صدای بلند یک "آفرین" به خودت بگویی و برای کسب موفقیت‌های بیش‌تر آماده شوی.

 

آفرين

ماه مهر

 

بارالها! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامانْ بازار دنیا. به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو!

 

اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست، از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم.

یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی.

یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست.

کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد. بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم.

در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن.

به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!

 

بودجه بندی علوم هفتم

بودجه بندی علوم هفتم

برای همکاران محترم

دانلود فایل


آموختن آسان نیست!

آموختن آسان نیست! 

خستگی هرآن در کمین است. 

‏آزرده می‌شوی، احساس شکست می‌کنی. 

‏شک می‌کنی که رها کنی و بگذری. 

‏می‌خواهی بر کناره روی و وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده. 

امّا نه!

‏تو بازنده نیستی 

‏ که یک مبارزی!

‏پیش از آنکه برنده باشيم باید بازنده باشيم. 

باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم. 

باید آزرده باشيم تا روزی توانمند باشيم. 

اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی، 

در پایان، پیروزی از آن تو خواهد بود!


برگرفته از كتاب:

به اهتمام محمود نامني؛ لطفاً گوسفند نباشيد؛ چاپ نهم؛ تهران: انتشارات نامن 1385.


نامه ی آبراهام لینکلن به معلم فرزندش

به پسرم طوری درس بدهید که بداند اگر چه همۀ مردم عادل و صادق نیستند ،

اما به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد .

 

همین طور به او بگویید که به ازای هر سیاستمدار خود خواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می شود و در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .


به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار به دست آورد ،

 بهتر از آن است که پنج دلار از روی زمین پیدا کند .


به او بیاموزید ، که از شکست پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد .


او را از غبطه خوردن بر حذر دارید .


به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید .


اگر می توانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید .


به او بگویید تعمّق کند. بگویید به پرندگان در حال پرواز ، به گل های درون باغچه 

 و به زنبور هایی که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود .


به پسرم بیاموزید که اگر مردود شود بهتر است تا با تقّلب قبول شود.


به پسرم بیاموزید که با افراد ملایم ، ملایم و در مقابل گردن کش ها ، گردن کش باشد.


به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.


به پسرم یاد بدهید که همۀ حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد ، انتخاب کند.


ارزش های زندگی را به پسرم یاد بدهید.


اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.


به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .


به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش بهایی تعیین کند ،

 اما قیمت گذاری برای دل ، بی معناست.


به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند ،

 پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .


در کار آموزش ، با پسرم ملایمت به خرج دهید ، اما از او یک ناز پرورده نسازید،

بگذارید که او شجاع باشد.


به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد .


شاید این ها که گفتم توقع زیادی باشد ، اما ببینید چه می توانید بکنید !

داستانک معلمی

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت.

ادامه مطلب را بخونید...




به ياد داشته باشيم ،همواره می توان گرمابخش قلب ديگران شد وضمن بخشيدن روحيه به آنها براي برگشتن به زندگي شيرين خود هم صاحب لطافت و شيريني شد

برگرفته از وبلاگ علوم زیبا

ادامه نوشته

سواد چيست و باسواد کيست

 مرحوم پدر بزرگم مى گفت بچه ها را به مکتب بفرستيد تا باسواد شوند و بتوانند يک سوره قرآن سر قبرمان بخوانند. در نظر آن مرحوم کسى باسواد بود که مى توانست يک سوره قرآن بخواند. عمويم مى گفت بايد بچه ها را بفرستيم باسواد بشوند تا بتوانند نامه اى بخوانند و بنويسند و از حساب و کتاب سر در بياورند. او تصور مى کرد سواد فقط خواندن و نوشتن و حساب و کتاب است.


دايى ام مى گفت بچه ها را بفرستيد مدرسه تا با سواد بشوند، ديپلم بگيرند، کارمند و صاحب منصب بشوند تا يک ژاندارم به ما زورنگويد. او سواد را جواز ورود به دستگاه دولت مى دانست. معلم مدرسه ام مى گفت بچه ها درس بخوانيد و با سواد بشويد تا به دانشگاه راهتان بدهند و در جامعه جايى پيدا کنيد.

ايشان با سواد بودن را رفتن به دانشگاه و پيدا کردن جايى در جامعه مى دانستند.

ادامه مطلب...........

ادامه نوشته

بالاخره علم بهتر است یا ثروت؟!؟

بالاخره علم بهتر است یا ثروت؟!؟

 
جمعیت زیادی دور حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.
همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌ واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید
امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه ‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند،
صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

20کلیدموفقیت

 اين مقاله، براي بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري، پيشنهادهايي موثر براي موفقيت معلم در كلاس درس ارائه مي‌شود:

1. كلاس درس را با جديت شروع كنيد: برخي معلمان در نخستين جلسه تدريس سال تحصيلي،‌كلاس درس را جدي نمي‌گيرند و همين امر ممكن است بهانه‌اي باشد براي درس نخواندن بعضي دانش‌آموزان. لازم است معلم مطالبي را از قبل آماده كند و در صورتي كه دانش‌آموزان منبع درسي نداشته باشند، براي آنها مطرح كند و بدين وسيله نخستين جلسه تدريس را رسمي و جدي بگيرد.

2. انتظارات خود را بيان كنيد: در آغاز سال تحصيلي، خواسته‌هاي خود را براي دانش‌آموزان مطرح كنيد. بيان اين انتظارات، چارچوب و قالبي براي دانش‌آموزان ايجاد مي‌كند تا بر اساس آن عمل كنند.

3. با تك‌‌تك دانش‌آموزان ارتباط برقرار كنيد: برقراري رابطه با دانش‌آموز، نه فقط باعث ايجاد صميميت و هم‌دلي مي‌شود، بلكه رفع مشكلات آموزشي و اخلاقي و رعايت تفاوت‌هاي فردي را در پي دارد.

4. از وضع جسمي و روحي دانش‌آموزان خود آگاه شويد: برخي دانش‌آموزان ممكن است ناراحتي جسمي يا رواني داشته باشند. لذا لازم است معلم از وجود اين‌گونه ناراحتي‌ها آگاهي يابد و در صورت لزوم آنها را به پزشك مربوط ارجاع دهد.

5. براي خود طرح درس روزانه و سالانه داشته باشيد: داشتن طرح درس نه فقط باعث تسلط معلم بر موضوع درسي مي‌شود، بلكه بر احاطة معلم بر كلاس درس مي‌افزايد.

6. با روش‌هاي گوناگون تدريس آشنا شويد: استفاده از يك شيوة تدريس واحد مانند سخنراني، دانش‌آموزان را به زودي كسل مي‌كند. لذا معلم بايد با شيوه‌هاي متفاوت تدريس آشنا شود و بر حسب مورد از هر يك استفاده كند.


7. با قاطعيت برخورد كنيد: برخي دانش‌آموزان بنا به دلايلي، رفتارهاي ناشايست اخلاقي از خود نشان مي‌دهند، مانند لگد زدن به ديگري، دشنام گفتن و غيره. در اين‌گونه موارد، نبايد معلم بي‌تفاوت بماند، بلكه بايد قاطعانه مورد را دقيقاً بررسي كند. 
8. خوش‌خلق و خوش‌رفتار باشيد: نخستين برخورد با دانش‌آموزان بسيار مهم و مؤثر است. لذا لازم است معلمان در آغاز سال تحصيلي، خوش‌برخوردي نشان دهند تا ذهنيت مثبتي در دانش‌آموزان ايجاد كنند.
9. انعطاف‌پذير باشيد: معلمان نبايد براي هميشه خود را در چارچوب يك برنامة كاري يكسان قرار دهند. بنا به دلايلي مانند ايام تعطيلي مناسبت‌ها، برنامه‌هاي فرهنگي و غيره. لازم مي‌آيد مواقعي كه كارها مطابق انتظارات پيش نمي‌رود، معلمان خود را از آن قالب مشخص بيرون آورند.

ادامه مطلب رو مطالعه کنید......  

ادامه نوشته

معلمی در کلام بزرگان

اگر معلم وظیفه معلمی را بداند و به آن عمل كند، خداوند نعمت دانش را بر او بیشتر خواهد كرد.

 امام سجاد(ع)

 

معلم امانت داری است كه امانت او غیر از همه امانت هاست، انسان امانت اوست.

امام خمینی(ره)

 *****
گر مسیح مرده ای را جان می بخشد معلم می تواند امتی را زنده كند.

 گریت ویكتور 

*****


دانشمند و معلم را سه نشانه است:

 دانش و بینش ،  حلم وبردباری،  سکوت و آرامش و وقار

امام علی (ع)

ادامه مطلب رو بخوانید .....

ادامه نوشته

مقام معلم2


معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش

کرده ای، رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد.

(شهید رجایی )

آهنگ سپاس معلم

اینم یه آهنگ زیبا تقدیم به همه معلمان عزیز:

@لینک دانلود@


مدرسه عشق

                          مدرسه عشق

در مجالي كه برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
                                  كه در آن همواره اول صبح                                           
به زباني ساده
مهر تدريس كنند،
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده عشق
آفريننده ماست.
مهربانيست كه ما را به نكويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديك، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد- به گمانم
كوچك و بعيد
در پي سودا نيست
كه ببخشد ما را
و بفهماندمان،
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست

در مجالي كه برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس كنند

لاي انگشت كسي
قلمي نگذارند
و نخوانند كسي را حيوان
و نگويند كسي را كودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بكند
و به جز ايمانش
هيچكس چيزي را حفظ نبايد بكند
مغزها پرنشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
كه به جاي مغز، دلها را تسخير كند.
از كتاب تاريخ
جنگ را بردارند
در كلاس انشاء
هر كسي حرف دلش را بزند
«غيرممكن» را از خاطره ها محو كنند
تا، كسي بعد از اين
باز همواره نگويد: «هرگز»
و به آساني همرنگ جماعت نشود.

زنگ نقاشي تكرار شود
رنگ را در پائيز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگي را در رفتن و برگشتن
از قله كوه
و عبادت را در خدمت خلق
كار را در كندو
و طبيعت را در جنگل و دشت.
مشق شب اين باشد
كه شبي چندين بار
همه تكرار كنيم:
عدل
آزادي
قانون
شادي...
امتحاني بشود
كه بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم
در مجالي كه برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعر تدريس كنند
و بگويند كه تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.

 

                               می‌شود، سبز بود با يك برگ

                                مي‌شود، شد بهار با يك گل

                               از دل يك شكوفه شادي كرد

                              دل به سوداي يك شقايق داد

                                    مجتبي كاشاني

معلمی!

اگر بخواهیم در میان اقشار اجتماع، سخت‌ترین مشاغل را نام ببریم، بدون شك، معلمی یكی از آنها خواهد بود. این حرفه نقش مهمی در جامعه‌پذیری كودكان و نوجوانان ایفا می‌كنند.

آری

” معلمی شغل انبیاست، اما انبیا نیز از جنس بشر بوده اند و نیازمند خوراك و پوشاك و مسكن “

نیز نیازمند خوراك ، پوشاك و مسكن بودند.

از معلم انتظارات فراوان داریم، اما به انتظاراتش گوش فرا نمی‌دهیم. از او تكلیف می‌خواهیم، اما به حقوقش كم‌توجهی می‌كنیم. از او مسئولیت می‌خواهیم و بازخواستش می‌كنیم، اما دایره اختیار او را تنگ می‌كنیم. آینده‌سازان جامعه و تربیت و جامعه‌پذیر كردن آنان را به معلم می‌سپاریم و معلم را به امان خدا رها می‌كنیم.

اگر شعار می‌دهیم كه معلمی شغل انبیاست، باید این را نیز به خاطر داشته‌باشیم انبیا بر انسان منت گذارده‌اند در آیات وحیانی نیز حقی كه آنان بر گردن ما دارند گوشزد‌ شده‌است، پس چرا از حق وارثان انبیا غافلیم؟